پیشکش به زنان شکیبا و نژاده کرناوه شیرین

  

آنگاه که آدم و حوا گول اهریمن که مار را در سر جاسازی نموده بود خورده و از میوه ممنوعه میل کردند سپس به هوش آمدند که :وای خدای من لُخت و  لوت و برهنه ایم ، آن وقت از همدیگر شرم کرده و خود را با با برگ درخت انجیر پوشاندند، و از آن پس چیستی و فلسفه جامه و پوشش و پوشاک و حجاب به وجود آمد ، البته امروزه آدمی یاد داستان آدم و حوا افتاده وکم کَمَکْ راه لختی و برهنگی را در پیش گرفته است ، علاوه بر کشورهای غربی و شرقی در کشورهای مسلمان مانند ایران نیز چنین شیوه ای پیش گرفته شده است ،برای اینکه بدانید چه اندازه راست می گویم در یکی از خیابانهای بالا یا پایین شهرتان گام بردارید تا به راست بودن حرف من پی ببرید.

 باری!پوشش و جامه یکی از مقولات زندگی روز مره ما آدمیان است تا جایی که امروزه از آن به نام فرهنگ نام می برند. در این جهان گسترده که یک سرش پیدا و سر دیگرش نا پیداست و گِرد این دایره خاکی که به گفته فیلسوفان"دور باطل" است هزاران گونه فرهنگ هست و هر کس و هر جامعه بزرگ و کوچک هر یک فرهنگی دارند که امروزه مردم جهان به داشتن فرهنگشان شناخته می شوند. مانند فرهنگ فارسی ،انگلیسی، آلمانی، کردی و...

 در گذشته پوشش آدمی از اکنون کامل تر بود و کسانی که فرهنگ گذشته خود را نگه داشته اند و سینه به سینه به فرزندان و نوادگان خود انتقال می دهند ، در نزد آدمیان امروزی سنتی و سنت گرا نامیده می شوند چون سنت پیشینیان خود را فرا گرفته و نگه داشته اند . پوشش و پوشاک در نزد تیره و تبارهای ایرانی گوناگون بوده است برخی دوستدار پوشش زیاد بوده اند ، به این معنا که چند گونه جامه می پوشیدند و برخی نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی که در آن می زیستند جامه کمتری می پوشیدند .

حال اگر بگوییم پیشینیان ما که از کردها و کرمانجهای سرزمین پهناور ایران هستند پر پوشش ترین و گرانبهاپوش ترین مردم کشور بوده اند سخنی به جا گفته ایم، زیرا بیشتر مواد به کار رفته در پوشش بانوان از رنگها و نقشها ی طبیعی و ابریشم ناب بهره برده شده است .

 در این پیکره (عکس) که پیشینه آن به بیش از 30 سال می رسد به خوبی تن پوش ساخته و پرداخته دستان خود این بانوان هنرمند را که به آن آراسته اند می بینیم که چه زیبا و فریبا  جلوه می نماید و آدمی محو و مدهوش در تماشای آن می شود. از گذشته های دور تا کنون مادران و دختران کرمانج کرناوه شیرین و دیگر کرمانج های بخش هزار مسجد خود را چنین زیبا و بیتا می آرایند و در نشستها و آیین های شادی حضور می یابند . این عکس که در محلی به نام بومی"دَم فرنگ/در فرنگ"جای که آب کاریز از آن بیرون می آمد گرفته شده (روبه روی پست بانک کنونی و جایی که روستا به قلعه بالا وپایین بخش می شود) اینکه عکاسش کیست معلوم نیست، به نظر می رسد هنر عباس پناهی فرزند روانشاد حاج حسن آقا پناهی از بزرگان پیشین روستا باشد ، بنده این پیکره را از منزل روانشاد محمد پناهی(ممد تِرکو)  به امانت گرفتم که پس از تهیه اِسکن ، دوباره به رسم امانت به خانواده نامبرده تحویل دادم (روانشاد ممد تِرکو در خرداد 1385 به مرگ طبیعی در گذشت –روانش شاد) .

 در این نمای خاطره انگیز می بینیم که چه زیبا زنان کرد و تات گردهم در حال پشم شویی و بذله گویی هستند، البته اگر اکنون از آن شُکُوه پیشین این یادگار شیرین خبری نیست ، ولی رگه های از دوست داشتن و یکدیگر خواستن تاتها و کردها را می توان در رفت و آمد های خانوادگی دید و شنید.

باشد که گذشته پرشُکوه روستا را برای فرزندانمان بازگو کنیم تا آنها در آزمونهای سخت زندگی زنا شویی و اجتماعی خود را بدان بیازمایند.

/ 8 نظر / 17 بازدید
هوال

وه روشه ، وه بیر دینه قدیمه

جواد

باسلام وتحیات من کرد نیستم ولی در کرناوه شیرین ازدواج کردم از خانواده خیلی خوب مداح ها وبه زبان کرمانجی مسلتم وحتی میتوانم خوانندگی با لهجه کرمانجی بخواننم و اشعاری هم سرودم . باتشکر و تقدیم احترامات جواد تهران

جواد

باسلام وتحیات من کرد نیستم ولی در کرناوه شیرین ازدواج کردم از خانواده خیلی خوب مداح ها وبه زبان کرمانجی مسلتم وحتی میتوانم خوانندگی با لهجه کرمانجی بخواننم و اشعاری هم سرودم . باتشکر و تقدیم احترامات جواد تهران

جواد

باسلام وتحیات من کرد نیستم ولی در کرناوه شیرین ازدواج کردم از خانواده خیلی خوب مداح ها وبه زبان کرمانجی مسلتم وحتی میتوانم خوانندگی با لهجه کرمانجی بخواننم و اشعاری هم سرودم . باتشکر و تقدیم احترامات جواد تهران

پلگرد

دستتون درد نکنه عجب عکسی رو نشون دادید منو به روزهای کودکی برد ونمایی از جوانی مادرانمان را یادآور شدید. مال ئاوا

سلام اقای ضیایی وبلاگت قشنگه

سلام اقای ضیایی وبلاگت قشنگه

امید

من خودتو بیشتر از وبلاگت دوست دارم