چهار شنبه سوری، آیینی دیرین در کرناوه شیرین

بچه که بودیم ، آیین های زیادی از گذشتگان هنوز در میان سفره ی نان و دلمان  بود ، با این آیین های سَره و ناب قد کشیدیم و بزرگ شدیم و اکنون بهترین یاد بود و خاطرات ما آنها هستند ، بویژه اگر با یکی از هم سن و سالها یا بزرگ تر از خود بنشینیم، پلی به گذشته می زنیم و از آنها سخن به میان می آوریم تا دلمان خنک شود و آرام بگیرد، این آیین ها  اکنون با گذر زمان و پیر شدن ما و پدران مان از یاد رفته اند و می روند. یکی از این آیین ها "چهارشنبه سوری"(به زبان مادری من چار شه می سوورک).

 مادر دَم شامگاه، به گفته تات زبان های کرناوه ،نوماشوم، (غروب) دیگی پر از دانه ها و بُنشَن های  گیاهی (حبوبات)  می کرد و بار می گذاشت این دانه ها در هم می غلتیدند و در میان آب جوش بالا و پایین می پریدند . به این خوراک که دانوو یا دندونی می گفتند پس از چند ساعت جوش و خروش سرانجام آماده خوردن می شد و همه هَموندان (اعضاء) دور سفره ای بزرگ به احترام می نشستند و مادر و مهربانوی خانه با ملاقه ای این آمیزه (مخلوط ) را هم می زد و مهره ای (رسم بر این بود مهره ای کوچک به رنگ آبی از تسبیح در دیگ می انداختند)در آن می انداخت و زیر زبان دعایی می خواند ، البته پدر هم دعا می کرد و برای همه هموندان آرزوی تندرستی و بهروزی می کرد تا در سال نو که درآینده می آید زندگی به کام باشد . مادر در هر چرخش ملاقه ای را در ظرفی تَهی (خالی)می ریخت و از فرزندش نام می برد .برای نمونه (مثلا") می گفت  این ملاقه به نام علی اصغر که سرباز است یا به نام ابراهیم که کوچک و دانش آموز است . اگر مُهره به نام کسی در می آمد دیگر هموندان ابراز خوشحالی و شادی می کردند و پربارانی سال آینده را از بخت و اَختر (طالع) او می دانستند. گاهی باور بر این بود اگر مهره به نام کسی در می آمد و سال خشک می شد پاشنه اش را داغ می کردند!؟

این گونه خوراک ها و سفره ها هر چه بود همه هموندان خانواده را گِرد هم می آورد و همه  با هم می خوردند و می نوشیدند و برای بهروزی یکدیگر آروزی بهترین ها را می کردند، بویژه در جهان کنونی که همه درگیریم و چنانچه به ساعت و گاهنامه (تقویم) نگاه نکنیم شمار روز و شب از دست مان خواهد رفت؟!این همه زاییده درگیری های مادی و مَجازی ماست !؟.براستی این خوراک خوشمزه و فرهنگی را کدام کدبانو پخت و کدام مِهربان(آقا) دعا کرد ؟ خداییش راست بگویید؟

این چند خط را محض یادآوری و پاسداری آیینی نیک وایرانی نوشتم به یاد گذشته زادگاهم کرناوه عزیز و ارجمند که روزگاری بانوان و مهربانوهایش در چنین شبی کمر به پخت آن می بستند تا هم از یاد نرود و هم یادی کرده باشم از کسانی که روزگاری رونق سفره ما بودند و اکنون در میان ما نیستند چه زن چه مرد ، به روانشان درود می فرستیم.

/ 2 نظر / 45 بازدید
شویشکاهشن

ورفشبودلوفان،بله چقس رندوسراسرکیف بووهوالو،البته عقیدکه دن ژی هوو کو:وه کاو(بجول)ملیزن سال هشک وخشکسال دبه،البته پخت وپیزه"دونی"هین ژی له آکثره شونه کورمانج نشین رایج ودایره،له روویه آخره ساله ورووینه شریفه عیدواٌلفان نزدیکه،واجب ولازمه سا تمامه دائیک وداپیران باو وباوگالان طلب آمرزش ومغفرت بکنه.ممنون ژه کرماته.مانااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تات ازکرناوه شیرین

جناب استاد.حداقل درمنزل بنده که درمیان شهر اهن ودود یعنی مشهدمقدس واقع هست هنوزاین ایین پابرجاست