نفسی ژرف بکشید، بوی باران و بهار می آید

بهار دریچه ورود عید است . بهار که از راه می آمد ، همه چیز نو می شد ، ما هم به احترامش نو می پوشیدیم و نو می شدیم . هرگز از یاد نمی برم روزهای عید و نوروز را در روستا ، خاک نم خورده زنده می شد و زندگی را برایمان معنا می کرد ، سر و روی دیوارهای گِلی به سبزه آراسته می شد ، گلهای چه ق چه قوونه ک(شقایق) بر گلدان طبیعی پشت بام خانه ها، زندگی را معنایی دوباره می بخشید. سفره های پر از مهر و صمیمیت هفت سین در میهمان خانه بسیاری از خانه ها پهن می شد و مردم روستا گروه گروه با هم و در کنار هم به خانه یکدیگر می رفتند و بر گِرد سفره ای یکرنگ و قشنگ می نشستند و از امید نوید می دادند و برای خود و دیگران آرزوی بهترین ها و ناب ترین ها  را می کردند . خاک باران خورده و نمناک روستا هنوز هم در گذر زمان ماندگاری خود را نگه داشته است، هنوز هم بسیاری کسان در آرزوی این خاک پا ک و نمناک اند. نفسی عمیق(ژرف) بکشید، بوی باران و بهار می آید . خوب گوش کنید :کوفکارکی بوهاری یی می یی سالی جاری یی می (قارچ بهاری از آن من  ، قارچ های هر سال مال من) صدای کودکان روستاست که می آید و اینگونه یک صدا  و بی ریا در کوی و برزن روستا سهم و بخش خویش را از بهار و نوروز می خواهند.

با این پیش نوشت ، خواستم در آستانه سال نو برای تک تک دوستان آرزوی بهترین ها را بکنم . امیدوارم همانگونه که سر و روی خانه خواب را گَرد روبی می کنیم ، دستی هم به خانه لحظه های ناب بکشید و گَرد کینه را از میوه بلوط مانند زندانی در قفس سینه  بزدایید.

/ 2 نظر / 84 بازدید
سی سیب

[دست][دست][دست][دست][دست]

تات ازکرناوه شیرین

استادارجمندم سپاس.باستحضاربرسدوقتی من دردشت کرناوه گل میچیدم!گل چیرم همان گل لاله بودوریشه اش که پیازدارد بسیارشیرین اماشقایق گل چق چقونک بودکه قبل ازشکفتن میخوردیم.گل لاله یاچیرم تقریبا درفروردین ودرمیان زراعت جو میرویدولی شقایق یاچق چقونک دردیمه زارها ودره ها میرویدوبیشتراوایل اردیبهشت دشت کرناوه را سرخ پوش میکند