بر سر گورم اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید

آن زمان اگر کسی رخت از این جهان سپنجی بر می بست و رخت ماتم و سیاه بر تن نزدیکان می شد ، این سیاهی تا یک سال به درازا می کشید و به طور معمول خبری از عروسی و شادی و بزن و بکوب نبود ، درست وارونه امروز(برعکس) که از یک کوچه جنازه را بر سر دست به گورستان می برند و از کوچه دیگر عروس خوش بخت را شادی کنان و دست زنان به خانه بخت!؟این از دگرگونی ها و تفاو ت های جهان امروز ماست.در میان ما مسلمانان "مرده دوستی" یا "مرده پرستی" از گذشته ها تا کنون رسم و آیین شده است تا جایی، کسانی که این آیین را انجام ندهند به آنها اَنگ می زنند که چرا ؟!البته گاهی بها دادن به مردگان خوب و نکوست ، زیرا روزگاری همراه و همراز ما بوده اند و بسیاری از یادبودها و خاطرات گذشته یکسانی داشته ایم ، وقتی بر سر گور مردگان می رویم ، دلمان سبک می شود و گویا احساس می کنیم در کنار همدیگر هستیم و داریم گَپ می زنیم. مگر فلسفه میوه و آجیل بردن سر گور غیر از این می تواند باشد!؟ در روستا ها با توجه به بافت آن و زندگی خویشاوندی و همسایه مداری ، بسیاری از آیین ها همچنان پا برجاست مانند :سیزده به در رفتن همگانی، به خانه همسایه عزادار رفتن گروهی، به بازدید نوروز رفتن، به بازدید بیمار رفتن، بویژه سر گور رفتن گروهی در چهارشنبه پایان سال .در سخنی از امام راستگو(صادق) پیرامون سر زدن به مردگان آمده است:    آیا به زیارت مرده ها برویم ؟فرمود: آرى عرض کردم : آیا آنها از رفتن ما به سوى گورشان آگاه مى شوند؟فرمود: به خدا سوگند آرى ! از آمدن شما بر سر گورهایشان خبردار مى شوند و از دیدنتان خوشحال مى گردند و با شما انس مى گیرند.عرض کردم : وقتى سر گورشان رفتیم آنان را چگونه زیارت کنیم و چه بگوییم ؟ فرمود: بگو: خدایا!زمین را از طرف پهلوهاى آنان بگستران ارواح آنان را به سوى خود بالا برمقام رضوان و خشنودى خود را به آنان برسان و از رحمت خود در آستانه آنها فرودآور که به واسطه آن تنهائیشان به جمعیت و وحشت شان به انس تبدیل شود به درستى که تو بر هر کارى توانایى .

بر سر گور مردگان رفتن تمرینی برای مهر ورزی و دگر دوستی است، چیزی که امروزه در میان بسیاری از مردم شهرها و روستا ها کم رنگ و بی رنگ شده است. با این بهانه راه گورستان را به سوی خانه برادر، همسایه ،عمه ، عمو ، خاله و...کَج کنیم اگر خدای نا کرده بر کسی خشم و ستم گرفته ایم(قَهر) با گذشت آز کنار آن بگذریم تا دیگران نیز بگذرند، مگر بیرون از این است که جهان گذرگاهی بیش نیست (جهان محل گذر است) ، جهان به این بزرگی می گذرد پس چرا ما نگذریم!؟به روان مردگان درود می فرستیم ، بویژه آنهایی که تا چند روز ی، چند ماه و چه بسا چند سال پیش در کنار ما بودند و با یکدیگر به گورستان و خانه دوستان می رفتیم.

 

فرتورها : هنر خودم است

/ 1 نظر / 8 بازدید
تات ازکرناوه شیرین

خیلی عالی بود.امادرسته شهداهمه عزیزند.اماایکاش بنیادشهیدبیشتردقت میکرد!پاسداررشیداسلام را سربازنمینوشت.میان ماه من باماه گردون.تفاوت اززمین تااسمانست.