آیین اردیبهشتی گوسپند تراشی در زادگاهم

در این موسم که جای جای روستا به گُل و سبزه و مَرزه آراسته است و گلهای زرد و سپید و سرخ همه را به تماشای دیدن بهار فرا می خواند . دشت شمال روستا به فرشی از عرش می ماند که همه زیبایی های جهان به یکباره در آن برای مدت کوتاهی نمایان و فراوان می شود. در سوی دیگر گله های گوسپندان و بره های شیر مست در میان این همه سبزی و فر اخی دشت به بازیگوشی و چموشی می پردازند، اینجاست که دل چوپان شاد شاد است ، درست مانند دل "علی خان سونو" ، "ابراهیم کتری" ، "قوره بربری"، "حیدر و اکبر عیسو"و... دل در دلشان نیست آتشی بر می افروزند و چای دم می کنند و به پاس این همه زیباییِ رویایی سپاس یزدان می کنند و اینجاست که پشم گوسپندان و برگان شسته در آب باران در آیینی به نام "په ز بررین " یا " گوسفند تراشی " یا" پشم چینی"مردان دوکارد"هه و رینگ" به دست گوسپندان را در جایی به نام گاش گرد هم می آورد و با بوی خاطره انگیز "اسپند" و "صلوات های " خوش صدا و قشنگ و شیرینی های رنگا رنگ آغاز می شود ، هر مردی دست و پای گوسپندی(گوسفند)(واژه گوسپند ایرانی تر است و به تلفظ تاتهای عزیز روستایم نزدیک تر و به معنای حیوان مقدس و پاک ، سودمند تر از این حیوان اهلی سراغ دارید که پشم کلاهمان، بالش خوابمان ، غذای جانمان و... همه از آن است ؟!)را با نخی محکم برای مدت 10 دقیقه به هم می بندد و پشم های حیوان را می تراشند تا به این بهانه هم حیوان سبک شود و گرمای جان سوز تابستان در تنش اثر نکند و هم به زخم زندگی خانود اه مرهمی باشد.

در آیینی این چنین ، حیدر عیسو (رئیس شورای روستا) مرا دعوت "په زبررین" کرد تا علاوه بر تهیه گزارش ، میهمانش شوم من هم استقبال کردم بسیاری از مردان پاک و بی ادعای روستا گرد هم آمده بودند تا کمک کار آقا حیدر بیگی شوند . در این آیین که پیشینه اش به حضور و ظهور گوسپندان و اهلی شدن آن بر می گردد مردم روستا در حرکتی خود جوش و پر خروش که به هاوار"یاوری" مشهور است دست در دست هم یکدیگر را کمک می کنند . نوای صلوات و مزه شکلات و بوی اسپند تو را هوایی می کند .صاحی گوسپند در پایان برای ناهار گوسپندتراشان گوسپنی جوان قربانی می کند تا علاوه بر از میان رفتن رنج کار به این بهانه چند ساعتی در کنار هم باشند تا گُل بگویند و گلهای رنگارنگی مانند گلهای بهار کرناوه بشنوند. این عکس ها پیشکش به همه په ز بررهای روستا.

/ 3 نظر / 47 بازدید
شویشکاهشن

سلاووسرچاون ککه علی.پرگرینگ وورفشوهوالو...جانیته بگرمه دادوبحثک شیرین وتژه خاطره بو،اماجای بسی تأسفه که این آیین بومی وسنتی داره کم کم بدست فراموشی سپرده میشه که خودش یک همایشیست جهت گردهم آمدن وصله رحم.وتاجائیکه بنده اطلاع دارم دربین اکثرکرمانجهای بروانلوی منطقه عشایری زیلاوه وجنگل چهچهه به ازای هررأس گوسفندبه مبلغ2500تومان به"کل گر"داده میشودتازحمت اینکاررابکشد.بحث پذیرایی نهارهم که اشاره فرمودیددربرخی نقاط ظهربا"فطیرمسکه ای"ناب وچاشنی آن سیرماست وآبدوغی سردودلچسب بابرگهای ساییده شده "آنخ"معلق درآن دراوج خستگی جانی دوباره میبخشد(البته امثال من وشماکه کاری ازدستمون برنمی آمد،یکعددفشاری مخصوص زخم دام داده میشدتامحلهای زخمی شده حیوانهای زبان بسته رافشاری بزنیم یاسنگ خاراومخصوصی که ازقبل تهیه شده بودرادرآب خیس نموده وباآن "هورینگ"راتیزنمائیم)دراینجاجاداره حاج آقای یزدان پناه واخویشون وآقای پرویزجعفرپورکه درتصاویرمشهودندسلام برسونید....ماناونویییییییییییییییییییساپسمامو

اسماعیل

درود گزارش خواندنی و کاملی بود همراه با عکسهایی گویا و دیدنی. خداوند، شادی و برکت زندگی همۀ همولایتی های عزیز را افزون کناد.

اسماعیل

فایل مورد نظر را به آدرس: aliasgharziaeelaeen@yahoo.com فرستادم.