کـــــــــــَـــــــــــــــرْناوِه شیــــــــــــــــــــــــرین karnaveh shirin


پیرامون فرهنگ و زندگی مردم زادگاهم(کورمانج- تات) که از دل و جان دوستشان دارم

نویسنده: علی اصغر ضیائی لائین - جمعه ۱۳٩۳/۱٢/٢٢

 چند روزی است از روی آداب و رسوم  و سه پایه های برافراشته شده  داخل کوچه های روستا و قران گذاشتن برروی سه پایه  ها و حضورپدر و مادر بزرگان ، جوانان و نوجوانان  و عبور از زیر سه پایه ها انگار چیزی را گوشزد می کند با اندکی سکوت متوجه می شویم آری صدای خداحافظی سال یک هزاروسیصدونود و سه و زمزمه خوشامد گویی به بهاریک هزاروسیصدونود و چهار می رسد.

 پیش  از شروع سخن عید نوروز ، بزرگترین عید ایرانیان رابه نمایندگی از شورای اسلامی و دهیاریروستای کرناوه شیرین به همه ایرانیان  بویژه مردم خون گرم روستا شادباش می گویم .آری دوباره بهار از راه رسید بامقداری سکوت و اندکی نگاه می توان متوجه شد که آسمان دوباره گریه کرده و گُل ها قهقه کنان می خندند طبیعت لباس سبز رنگ خود را به تن کرده، بلبل دوباره شروع به خواندن نموده است طبق سال های گذشته مردم به دیدن پدر و مادر بزرگان،خویشان و همسایه رفته و عید رابه همدیگر تبریک می گویند اما دراین بهاران و این بزرگترین عید همیشه جای خالی کسانی را احساس می کنیم ولی با چشم نمی توانیم ببینبم ،شهدای روستا ،جوانان ناکام و معتمدین و ریش سفیدان روستا به هر دلیلی راهی سفر ابدیت شده اند خداوندا دراین سال نو روح همه شان را شاد و یادشان گرامی بدار(بیایدهمیشه گذشتگان را یاد کنیم تاآیندگان نیز زمانی مارایاد نماید)

متن و فرتور :دهیارعلی زیدانلو کارشناسی جغرافیا شهری