کـــــــــــَـــــــــــــــرْناوِه شیــــــــــــــــــــــــرین karnaveh shirin


پیرامون فرهنگ و زندگی مردم زادگاهم(کورمانج- تات) که از دل و جان دوستشان دارم

نویسنده: ژینا ضیائی لائین - چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۳٠

روستای کرناوه شیرین شرقی ترین روستای کشور ودر عین حال مرزی ترین روستا به جمهوری ترکمنستان است،که در مرز دو شهرستان کلات نادر ودرگز قرار گرفته است یعنی پیوند دهنده این دو شهرستان ،روستای کرناوه شیرین می باشد.این روستا در فاصله صد متری جاده آسفالت قرار دارد.مردمانی سخت کوش ولی کم توقع دارد .17 سالی است که از نعمت برق برخوردارست ، بر خلاف نام شیرین وخاطره انگیزش آبش ، این مایه زندگی،اندکی زمخت وشور است .گویا زندگی به کام این مردم زحمت کش وسخت کوش شیرین است ، چون بنده اندازه 20 سال می شود که ازاین روستا بیرون آمده ام ودر جایی دیگر مشغول کار وبار هستم  ولی مردم این روستا با کم وکاست وآنچه که داشته اند سپاس خدای خویش می گویند وبا آن می سازند.افسوس ودو صد افسوس که روزگاری این روستا کنام شیران ویلانی بود که امروز با آنکه زندگی در آن جاری است، ویرانه ای بیش نیست ، چون بزرگانش مرده اند وکوچکترها نیز گویا روش مدیریت روستا را بلد نیستند .روز گاری نام این روستا به بزرگی یاد می شد چون فصل زندگی وقشلاق دامداران بزرگ آن روزگار بود .هماره نام کرناوه در دهستان در کنار نام لاین کهنه ،خاکستر ورجب آباد می آمد وروستایی سربلند وخوش آوازه بود .در گذشته دور و اکنون ،مردم این دیار کرد بودند (کورمانج) گویا پس از انقلاب و در پی خشکسالیهای پی درپی وشاید نا امنی ، گروهی از هم میهنان ما از دیگر نقاط استان بزرگ خراسان به این سرزمین برای همیشه کوچ کردند ، تا جایی که اینجا را زادگاه خود می دانند وبدان افتخار می کنند .در عرف روستا به این دوستان وخویشان تات  میگویند. واژه تات به گفته روانشاد استاد سعید نفیسی از ریشه تازیک ، تاژیک وتاژ است که همه به معنای همان فارس است ، البته آنها نیز کورمانجهای روستا را کورت و کرد می خوانند.دین این دو اسلام ومذهبشان شیعه است وهمه به یک سو نماز می خوانند .رسم عروسیشان یکی است ، چه بسا تاتها دارای فرهنگ خاصشان بوده اند ولی اکنون در فرهنگ کردی که بیشترین مردم را دارد آب شده اند ومراسمشان ( رقص ، آواز ) اینگونه است وبهتر از همه اینکه پیوندهای سببی، آنها را از ما ساخته و تاریخ روستا به یاد ندارد که این همسایه وخویش به خاطر هیچ با هم قهر باشند یا از هم کینه های درازمدت بردارند ویا به همدیگر نارو بزنند .باری مردم اینجا در خوشی وتندرستی زندگی می کنند وهیچ غمشان نیست ، با اندک ساخته اند ودل خوشند .زندگی مردم دامداری سنتی واندکی کشاورزی ( البته اگر تر سالی باشد ) است .کمتر از 10 سال است که آب لوله کشی دارند وهمان آب شور وزمخت را با اشتهایی وصف ناپذیر می نوشند .گویا برخی خانواده ها به تازگی دستگاه آب صاف کن خریده اند تا شیرین بنوشند .تفریح مردم وجوانان روستا در گذشته کشتی، الک و دولک(شو و دوق) بوجول بازی ( موجول) (استخوان مفصل بز وگوسفنددر پای جلو) ، آواز خوانی ، شب نشینی وبه تازگی والیبال، فوتبال ، شطرنج وبازیهای رایانه ای  و....و چه اندازه شاد بودند ولی دریغا امروز!!!!؟؟؟؟ به هر روی کرناوه چه شور وچه شیرین اش برای مردمش شیرین ویار دیرین است وآن رادوستش دارند.

روستا بنازم من تورا

زادگاه

در آینده از کرناوه بیشتر خواهم نوشت