کـــــــــــَـــــــــــــــرْناوِه شیــــــــــــــــــــــــرین karnaveh shirin


پیرامون فرهنگ و زندگی مردم زادگاهم(کورمانج- تات) که از دل و جان دوستشان دارم

نویسنده: ژینا ضیائی لائین - جمعه ۱۳٩٢/٤/٢۸

دربند، جاییکه زندانیان را برای مدتی و چه  بسا برای همیشه در آن نگه می دارند و جاییکه در روستاها آغاز یا پایان روستاست. آنهایی که در روستا زندگی می کنند یا کرده اند با این مفهوم آشنایی دارند. البته اگر روستایی به طور مادرزادی آباد نباشد و چشمه هایش به جای آب گوارا و سرد، خاک بجوشاند و کاریزش کُنام موشان و روبهان باشد همان معنای نخست را می دهد که مردمانش در بند اند!؟ کرناوه ی ما روزگاری ، روزگاری داشت . آبش فراوان و مردمانش مهربان ، پیرانش مشکل گشای منطقه بودند و معتمد و اینک....!؟

این عکس که از غروب پر غربت روستا حکایت می کند و بر پهلوی چپ آن زنان و مردانی سالهاست که آرمیده اند و در سکوت مرگبار خود خواب ساکنان روستا را بر می آشوبد ، پیشکش به همه مردم روستا که دوستشان دارم.