کـــــــــــَـــــــــــــــرْناوِه شیــــــــــــــــــــــــرین karnaveh shirin


پیرامون فرهنگ و زندگی مردم زادگاهم(کورمانج- تات) که از دل و جان دوستشان دارم

نویسنده: ژینا ضیائی لائین - یکشنبه ۱۳٩٠/۸/۱٥

بارون ببار جَر جَر      پشت خانه ی هاجر        هاجر عروسی داره      دم خروسی داره    گندم به زیر خاکه     از تشنگی هلاکه

تا این اندازه یادم هست هنگامی که هنوز کودک بودم یعنی 27 سال پیش،این ترانه زیبا را تنهایی و گاهی گروهی می خواندیم.چه کیفی می داد،گویا خدا و آسمان نیز به ندای د ل ما گوش می داد و به حال ما گریه می کرد ،گریه شوق ،گریه ای که ما را شاد می کرد و زمین را نیز سبز ! این ترانه زیبا که به شعر سپید و کلاسیک می ماند با همه کوتاهی ، معانی بلندی دارد.اینکه شاعرش کیست و در چه روزگاری گفته شده نمی دانم ولی هر چه هست امید است. و اکنون که موسم پاییز برگ ریز و پادشاه موسم هاست باران نم نمک سر و روی ما و طبعیت را می شوید از گرد و غبار کهنگی و خستگی ! بهار زود رس امسال همه جای کشور را بهاری تر و خیس تر از همیشه کرده است روی سوخته و کِرم رنگ طبیعت بار دیگر یک پارچه سبز شده است واین هدیه خداوند است به ما  .پس قدرش را بدانیم.

جَر جَر بارون پشت خونه ی هاجر جون سالهاست که گاه و بی گاه می بارد آبروها وناودانهای خونه هاجر پس از سالها هنوز هم آب بارون را را هدایت می کند .از 27 سال پیش به این سو در خیال و باور کودکی گویا هنوز که هنوز هم هاجر این ترانه عروس است وعروسی اش است و ما به این بهانه شاد و شوخ خرسندیم. سالهاست که گندم دیه زارون به زیر خاک است وتشنه آب !