کـــــــــــَـــــــــــــــرْناوِه شیــــــــــــــــــــــــرین karnaveh shirin


پیرامون فرهنگ و زندگی مردم زادگاهم(کورمانج- تات) که از دل و جان دوستشان دارم

نویسنده: علی اصغر ضیائی لائین - دوشنبه ۱۳٩٤/٢/٢۱

اردیبهشت بی مانندترین و بهترین موسم و فصل سال در ایران ، بویژه در روستای کرناوه شیرین است . در برخی جاها از آسمان در این موسم گرما و در برخی جاها نیز رگبار باران و تگرگ می بارد. در بیشتر جاها اردبیهشت ، به بهشت می ماند و بس ، درست مانند زادگاهم کرناوه شیرین.چه می شد نام این روستا را "بهشت شیرین " بنامند ، چه شیرزنان و شیرمردانی که در پای این روستا قربانی شدند ولی روستا را ترک نکردند ، روستا بهشتی ترین جای جهان است چه سبز و تّر و چه زرد و بَر ، درست مانند بهار و تابستان زادگاهم 


در این موسم که جای جای روستا به گُل و سبزه و مَرزه آراسته است و گلهای زرد و سپید و سرخ همه را به تماشای دیدن بهار فرا می خواند . دشت شمال روستا به فرشی از عرش می ماند که همه زیبایی های جهان به یکباره در آن برای مدت کوتاهی نمایان و فراوان می شود. در سوی دیگر گله های گوسپندان و بره های شیر مست در میان این همه سبزی و فر اخی دشت به بازیگوشی و چموشی می پردازند، اینجاست که دل چوپان شاد شاد است ، درست مانند دل "علی خان سونو" ، "ابراهیم کتری" ، "قوره بربری"، "حیدر و اکبر عیسو"و... دل در دلشان نیست آتشی بر می افروزند و چای دم می کنند و به پاس این همه زیباییِ رویایی سپاس یزدان می کنند و اینجاست که پشم گوسپندان و برگان شسته در آب باران در آیینی به نام "په ز بررین " یا " گوسفند تراشی " یا" پشم چینی"مردان دوکارد"هه و رینگ" به دست گوسپندان را در جایی به نام گاش گرد هم می آورد و با بوی خاطره انگیز "اسپند" و "صلوات های " خوش صدا و قشنگ و شیرینی های رنگا رنگ آغاز می شود ، هر مردی دست و پای گوسپندی(گوسفند)(واژه گوسپند ایرانی تر است و به تلفظ تاتهای عزیز روستایم نزدیک تر و به معنای حیوان مقدس و پاک ، سودمند تر از این حیوان اهلی سراغ دارید که پشم کلاهمان، بالش خوابمان ، غذای جانمان و... همه از آن است ؟!)را با نخی محکم برای مدت 10 دقیقه به هم می بندد و پشم های حیوان را می تراشند تا به این بهانه هم حیوان سبک شود و گرمای جان سوز تابستان در تنش اثر نکند و هم به زخم زندگی خانود اه مرهمی باشد.

در آیینی این چنین ، حیدر عیسو (رئیس شورای روستا) مرا دعوت "په زبررین" کرد تا علاوه بر تهیه گزارش ، میهمانش شوم من هم استقبال کردم بسیاری از مردان پاک و بی ادعای روستا گرد هم آمده بودند تا کمک کار آقا حیدر بیگی شوند . در این آیین که پیشینه اش به حضور و ظهور گوسپندان و اهلی شدن آن بر می گردد مردم روستا در حرکتی خود جوش و پر خروش که به هاوار"یاوری" مشهور است دست در دست هم یکدیگر را کمک می کنند . نوای صلوات و مزه شکلات و بوی اسپند تو را هوایی می کند .صاحی گوسپند در پایان برای ناهار گوسپندتراشان گوسپنی جوان قربانی می کند تا علاوه بر از میان رفتن رنج کار به این بهانه چند ساعتی در کنار هم باشند تا گُل بگویند و گلهای رنگارنگی مانند گلهای بهار کرناوه بشنوند. این عکس ها پیشکش به همه په ز بررهای روستا.