کـــــــــــَـــــــــــــــرْناوِه شیــــــــــــــــــــــــرین karnaveh shirin


پیرامون فرهنگ و زندگی مردم زادگاهم(کورمانج- تات) که از دل و جان دوستشان دارم

جاده های امروز ، عزرائیل مرموز!؟

جوان زحمت کشی بود . هنوز مجرد و بی زن بود. بالا بلند و رشید بود. کُشتی گیر بود و پشت جوانان زیادی را به خاک رسانده بود. جوان خوش اخلاق و با تربیتی بود . کارهای مربوط به دام و کشاورزی پدرش را همچون شیر انجام می داد . نوکر امام حسین بود. آری "غلامحسین جَمالی" را می گویم . 20 روز پیش او را سوار بر تراکتور دیدم .دربند کرناوه شور ، کنار جالیز حسین توسلی .برای گوسفندان پدرش که چند کیلومتری با روستا فاصله داشت آب می برد ، با همان لحن روستایی و به زبان کرمانجی گفتم " قولومسینا چه ره یی ؟"qulumsiyna cereiy . دستی برایم تکان داد که مال ئاوا (سپاسگزارم) خوبم و در  گرگ و میش غروب یکی از روزها ی آغازین شهریور  از قاب چشمانم دور شد و در تاریکی شب گم شد .

شگفت داستانی ست ، داستان راه ها و جاده های کشور ما . گویا ماموریت جابه جایی مسافر با ماموریت جناب عزرائیل دگرگون شده است .مرگ و میر جاده ای از مرگ و میر طبیعی و عزرائیلی پیش گرفته است.ساعت 23 روز 18 شهریور 92 تقریبا" 50 نفری در جاده (بزرگراه) قم-تهران زنده زنده در آتش سوختند و کباب شدند! گویا جان انسان ها در کشور ما بی ارزش شده است. و این در حالی است که در کشورهای آمریکایی- اروپایی برای حمایت از حیوانات انجمن ها تشکیل می دهند که مبادا گُربه ای در جایی نا خود آگاه و بی گناه کشته شود و یا پوزه یوز ایرانی خون مالی شود!؟ هر بار که رویدادی پیش می آید، از دیوار و گردن راننده ، خلبان و قایقران کوتاهتر و نازکتر پیدا نم کنند، چه بسا در برخی موارد همین راننده ها سهل انگاری کنند . ولی در بیشتر موارد فرسودگی خودروها و پیچهای بی خود و جاده های کمر باریک انگیزه و عامل چنین رویدادهای نگران کننده ای می شود . غلامحسین ، این جوان رعنا و بالا بلند نیز قربانی یکی از همین پیچهای بد و نا مهندسی شد. کارشناسان بر این باورند در برخی موارد پیچها سطح هوشیاری رانندگان را بالا می برد، ولی غافلند از طبیعت پر پیچ و خم کشور بویژه شهرستان کلات نادری که با توجه به ساختار طبیعی و جغرافیای اش ، باید بیشتر پیچها حذف شوند و گرنه روزی یک جوان بی گناه و راننده کم شانس حذف خواهد شد!؟ چرا ؟ مسئولان و کار به دستان پاسخ گو باشند؟! هنوز صدای پدر غلامحسین می آمد که می گفت: پسرم مواظب باش ، جاده نامردی داریم ! که نا گهان ...................؟! ساعاتی بعد این جوان زحمت کش کالبد و اندام خود را در دستان پزشکان بیمارستان امدادی مشهد دید .تقریبا" 20 روزی میهمان آنها بود و امروز 19 شهریور 92 خبر مرگ او قرار را از دل خویشان و دوستان ربود و همگان را در شور و شیون فرو برد،هنوز اذان از گلدسته های مسجد پخش نشده بود که پیکر تنومند جوان رعنا بر دستان مردان داغدار روستا به رقص در آمد ، این بار جوان خوش اخلاق روستا با این همه میهمان نه بر نَریانی(اسب) سوار بود و نه در کنارش یاری بود تا بر سرش سیو و نار(سیب و انار) پرتاب کند و به میهمانان بگوید هوون بوونه پاری خه(شما هم سهمتان را ببرید)؟!داماد ما این بار سیاهپوش بود بر خلاف همه جوانان روستا که هنگام دامادی سرخ می پوشند ، این سیاه پوشی چشمان زیادی را قرمز کرده بود؟!غلامحسین در غروبی دلگیر پس از 20 روز برای همیشه تنها 20 ثانیه ای میهمان خانه پدر شد تا مادر بگوید : لاوو جان هاتی خادی قه وتی (پسرم آمدی ، خسته نباشی)!؟ولباس عروسی وی این بار نه بر اندام او بلکه بر پیکر و تابوت وی نقش بست!    و اینگونه پرونده زندگی یک جوان بسته شد. روانش شاد و یادش میهمان خاطرات ما.

مدیریت وبلاگ رودخانه 56 روستای کرناوه شیرین این ماتم بزرگ وسترگ را به بازماندگان غلامحسین تسلیت می گوید.  

 

   


ایستاده از راست:مهدی نجاتی،محمد نادرپناه(برنده وزن70 کیلو مسابقه رباط)،احمد جهانبانی،مدیر وبلاگ، نشسته روانشاد پهلوان غلامحسین جمالی (مقام دورم وزن 85 کیلو )در این مسابقه تیم کرناوه در جایگاه نخست ایستاد

   + ژینا ضیائی لائین - ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٢/٦/٢٠